عصری کلی گریه کردم،الانم فین فین 🤧هی هشتگ غمگین و اهنگهای ستار و ابی و ...باهاشون هق هق کردم☹️
بغضم بدجور با اهنگ هایده شکست،اونجا ک گفت:مثل باد سرد پایییز ،غم لعنتیییی ب من زد
انگار قشنگ منو میگه،غم لعنتی،
همه چیز مرور شد برام،اونجا ک لبخندهام ب همکارام یادم افتاد تو اوج دلشکستگیم وقتی از درون خرد بودم ولی باز قهقه میزدم
،بیشتر زجه زدم
یادم افتاد ک چ روزهای مزخرفی پشت سر گذاشتم،چ تنها بودم،چ تنها هستم،چرا اونجوری شد،اصلا چی شد
ب اندازه همه دنیا ی لحظه دلتنگش شدم،ی لحظه مثل ی ادم معتاد ک میخواد ترک کنه ب خودم پیچیدم،ی لحظه گفتم من مقصر بودم،من بد بودم،من بچه بودم،بعدیادم افتاد اون بود ک دل منو شکست،اون بود ک منو بازیچه کرد تا عشقشو فراموش کنه،الانم کنار ی ادم دیگه ست،شب و روزش با اونه،خوابش بیداریش با اونه،اصلا انقد منو فراموش کرده ک حتی یادش رفته از مخاطباش حذفم کنه وگرنه انقد مغرور بود میدید بلکش کردم درجا بلک و حذفم میکرد
بین اشک و زجه هام ازش بدم اومد،ولی باز گریه کردم ،این بار برا خودم،مثل ی بچه خودمو نوازش کردم با اهنگ ستار ک میگه پریشانت نبینم،رو گونه هام دست کشیدم،
یهو دلم خواست بنویسم مثل سابق،یهو دلم حرف زدن خواست از عشق گفتن،از تاوان پس دادن،بین گریه هام خیلی نفرینش کردم،بعد یادم اومد من ک خیلی وقته بخشیدمش🙂 و باز بغضم ترکید...
فک میکردم دیگه هیچ وقت ب خاطرش گریه نکنم،ی چند ماهی بود پاک پاک بودما😄