2777
2789
عنوان

مسافرت جهنمی

140 بازدید | 17 پست

بچه ها سه چهار روز قراره بمونیم خونه مادرشوعرم مادرشوهرم یه زن حسود وبا سیاسته و ازمن زیادم خوشش نمیاد دوسه باری حالمو گرفتم....شوهرم به زور منو آورده چطور رفتار کنم که زهر ماررم نشه 

بهش اصلا محل نده 

بخدا سوخته دلم داغ ککا سنگینه:(خراب اوو و دنیایی ک و کَس نکرد وفا،خدا نبو ککام،خراب واو و دنیایی ک نشوندم و عزا خدا نبو ککام.میشه برای شادی روح داداشیم صلوات بدین:(🖤

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بگو مریضی برو تو اتاق بخواب فقط بیا با ما چت کن 😁

مادرش سر مریضی بچم که از شوهرم گلگی کردم گفت بچچه با مادره مریض شه با مادره همین که پول دکترتو داده خداتو شکر کن.....حتی گفتم شما گفتین بهش قدیما سربچه تو گوش مام میزدن یعنی گفتین تو گوشم بزنه گفت آره من گفتم بازم میگم میخای بگم!!!

بهش اصلا محل نده 

مادرش سر مریضی بچم که از شوهرم گلگی کردم گفت بچچه با مادره مریض شه با مادره همین که پول دکترتو داده خداتو شکر کن.....حتی گفتم شما گفتین بهش قدیما سربچه تو گوش مام میزدن یعنی گفتین تو گوشم بزنه گفت آره من گفتم بازم میگم میخای بگم!!!

مادرش سر مریضی بچم که از شوهرم گلگی کردم گفت بچچه با مادره مریض شه با مادره همین که پول دکترتو داده ...

خو چرا میری وا این مردا چه اصراری دارن زناشونو جوون مرگ کنن نمونش دسته بیل من به یه بدبختی از شر خانواده ... راحت شدم گوش شیطون کر 

خو چرا میری وا این مردا چه اصراری دارن زناشونو جوون مرگ کنن نمونش دسته بیل من به یه بدبختی از شر خان ...

یه ساله با حرفاش ناراحتی اعصاب گرفتم شوهر نفهمم به زور میارتم حالا خونشون نزدیک ماست اونجا باشن هفته ای یه بار میریم شام میخوریم برمیگردیم ولی الان اومدن ویلاشون یه شهر دیگه یه ماهه اینجان شوهرم به زور گفت بریم چند روز بمونیم

خو چرا میری وا این مردا چه اصراری دارن زناشونو جوون مرگ کنن نمونش دسته بیل من به یه بدبختی از شر خان ...

حالا چیکار کنم خواهر احساس بی غیرتی میکنم با اون حرفاش اومدم

حالا چیکار کنم خواهر احساس بی غیرتی میکنم با اون حرفاش اومدم

سگ محل خودش و ننش کن کلامی حرف نزن بگو میگرن عصبی دارم سرتو با دستمال ببند بیفت یه گوشه بخواب یا بگو اسهالی برو تویه اتاق دیگه از کجا میخوان بفهمن دروغ میگی موقع غذا برو بخور بعد الکی برو دستشویی که ظرفا هم گردن تو نیافته  

خیلی دارم میسوزم بهم گفت بچه با مادرره مریض شه با مادره ...نفهم

برا چی بسوزی به خاطره یه بیشعور خر احمق اخه ارزش داره بگو الاغ بچه من نوه تو هستش بچه پسرته از تو کوچه که نیاوردم مگه تو مریضش کردی چیه مگه گلم مریضی 

سگ محل خودش و ننش کن کلامی حرف نزن بگو میگرن عصبی دارم سرتو با دستمال ببند بیفت یه گوشه بخواب یا بگو ...

تازه زایمان کرده بودم بچم مربض بود مادرشو مادر حساب کردم دردو دل کردم که شوهرم نمیبرتش دکتر یعنی خشکم زد با حرفاش بچچچه با مادره مریض شه با مادررره.....حتی گفتم شما به شوهرم گفتیم قدیما سر گریه بچه توگوش مام میزدن....یعنی تو گوشم بزنه...گفت آره من گفتم بازم میگم میخای بگم

برا چی بسوزی به خاطره یه بیشعور خر احمق اخه ارزش داره بگو الاغ بچه من نوه تو هستش بچه پسرته از تو کو ...

عین احمقا فقط گریه گردم گفتم باید توهمون عقد جدا میشدم گفت هنوزم دید نشده 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2846
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز