بچه ها دوستم تعریف میکرد دوستم ک نیست اقوام نزدیکمونه البته
ازدواج هم کرده ۵ ساله ،از سن کم عاشق اون پسره بوده شرایط ازدواج هم محیا بوده یعنی هیچ چیزی سد راهشون نبوده دوتاشون عاشق هم بودن ولی مشکلات واتفاقاتی پیش میاد ک با یکی دیگ ازدواج میکنه ،میگه با اینکه هیچوقت اصلا به گذشته و اون پسر فکر نمیکنم اکثر اوقات خوابشو میبینم ک ب دیدنم اومده وتوخواب هر دو ب شدت همو دوست داریم وهمو بغل میکنیم ،بااینکه خوابه تو خواب عذاب وجدان میگیرم ومیگم من متاهلم چرا بغلش میکنم ولی اونقدر حجم دلتنگی تو خواب زیاده ک با بغض ودلتنگی خاصی بغلش میکنم
از من پرسید چکار کنم این خوابا ک میبینم باعث میشه چند روز ذهنم اشفته شه واصلا علتش رو نمیدونم وتو خوابام میدونم ی بخش بزرگی از من پیش اون جا مونده
یاد حرفاش افتادم ذهنم درگیر شد
هر دو هم متاهلن واگ جایی همو ببینن بروی خودشون نمیارن ک عشقی بینشون بوده ،ولی میگه این خوابا منو هر روز اشفته تر میکنه