ما یه تیکه آهن به دیوار داریم که در بهش وصله (در حموم)و یه فاصله ای این آهن با در داره حالا چند وقت پیش یه سوسک بین اون اهنه بود گفتم ولش کن حتما مرده امروز وقتی از حموم در اومدم سوسکه نبود 😱 از مامان و بابام هم پرسیدم گفتن نه وای نکنه تو حموم باشه
اگر بیش از اندازه مورد محبت قرارت دادم نه تنها بودم نه محتاج توجه فقط و فقط فکر کردم میتونی آدم خوبی باشی همین.. 🙂🌹🙏
یاری اندر کس نمی بینیم، یاران را چه شد؟ / دوستی کی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟ // آب حیوان تیره گون شد، خضر فرخ پی کجاست؟ / خون چکید از شاخ گل، باد بهاران را چه شد؟ // کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی / حق شناسان را چه کار افتاد؟ یاران را چه شد؟ // شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار / مهربانی کی سرآمد؟ شهریاران را چه شد؟
نه از حموم اومدم میگم نکنه حواسم نبوده رفته باشه روی بدنم ایییی
نه بابا خیالت راحت
اگه رفته بود حتمن می فهمیدی
یاری اندر کس نمی بینیم، یاران را چه شد؟ / دوستی کی آخر آمد؟ دوستداران را چه شد؟ // آب حیوان تیره گون شد، خضر فرخ پی کجاست؟ / خون چکید از شاخ گل، باد بهاران را چه شد؟ // کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی / حق شناسان را چه کار افتاد؟ یاران را چه شد؟ // شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار / مهربانی کی سرآمد؟ شهریاران را چه شد؟