دوستان من ۲۳ سالمه و اکثرا کلا داخل اتاق خودم تنهام و کتاب میخونم یا فیلمی چیزی نگاه میکنم و کلا یه جوری خودمو سرگرم میکنم و گاهی هم از این تنهایی خودم دلممیگیره و غمگین میشم.
خواهرمم بیشتر میره توی اتاق خودش و برادرمم اکثرا خونه نیست و ما خیلی نمیبینمش.
بعد همین چند روز پیش دوست مادرم اومده بود منزل ما و پسرش هم همراهش اومده بود ، پسرش ۱۶ سالشه ، و من و برادرم و خواهرم و پسر دوست مامانم، رفتیم داخل یه اتاق دیگه که مثلا مزاحم صحبتای مادرم و دوستش نشیم.
بعد ما ۴ نفر هم همینجوری داشتیم با هم صحبت میکردیم و منم چون کلا اکثر اوقات تنهام ، مثلا وقتی یه نفر رو پیدا میکنم خیلی دلم میخواد باهاش صحبت کنم و کلا وقتی توی یه جمعی باشم خیلی دلم میخواد صحبت کنم و دلم نمیخواد همینجوری سکوت کنم و بشینم.
بعد منم همینطور داشتم نمیدونم در مورد چی صحبت میکردم، یهو داداشم برگشت گفت ؛( اه تو چقدر حرف میزنی ، بس کن دیگه ، اخه چی بهت بگم.)
البته من اصلا چیزی به داداشم نگفتم ولی خب واقعا دلم خون شد
دوستان خب شما اگه بودین مثلاناراحت نمیشدین؟