سلام دوستان حالت دردو دل اومدم ی چیزی بگم
جمعه گذشته دختر خالم و خالم و پسر ۱۰ساله اش
دختر خاله من خیلی ادعای اشپزی داره ولی غذاهاش فقط زنگ فاقد طعم و مزه خلاصه من بعد از جدایی و مرگ مادرم باخواهرم زندگی میکنم زندگی معمولی داریم
اینا اومدم بچه اش بیش فعاله این ۱هفته انقدر داد زد و ضربه ب در و دیوار ک ابرومون برد و فحاشی و دعوا وکتک کاری با مادرش خلاصه چند چیزم شکست و خراب کرد و رفت حالا مادرش خیلی باعث دل شکستگشمن شد من واقعا ادعایی توی اشپزی ندارم ولی کارمو خوب انجام میدم در حین موندن اینا اون یکی خالم هم اومد ی وعده ک ته چین بود گفت چطوری اصلا بونمیده عالی شده دختر خالم برگشت گفت ۱بسته زعفرون ریخته گفتم وا نه اندازه زدم خلاصه فرداش زرشک پلو با مرغ بود گفت من نمیخورم بعذ اومد ی تکه با اکراه برداشت گفت ن واقعا بو نداد کارت خوبه بعذ مجدد غذاهای دیگه ک دیگه تعریف نکرد ولی خوب بودن بعد پسرای خالم اومدن گفتن بی نظیره و زدی جلو چ پیشرفت کردی این همش میگفت با گوشت و زعفرون خوب شده جلوی روی خودم بچه ها خانواده ی مادری من واقعا شکمو هستند خب نمیشه کم ریخت یا کم درست کزد دیگه رفتن ب جنذ نفر گفته کارش با زعفرون وگوشته خیلی دلم شکست