2777
2789
عنوان

مهمانان عجیب

833 بازدید | 59 پست

سلام دوستان حالت دردو دل اومدم ی چیزی بگم 

جمعه گذشته دختر خالم و خالم و پسر ۱۰ساله اش 

دختر خاله من خیلی ادعای اشپزی داره ولی غذاهاش فقط زنگ فاقد طعم و مزه خلاصه من بعد از جدایی و مرگ مادرم باخواهرم زندگی میکنم زندگی معمولی داریم 

اینا اومدم بچه اش بیش فعاله این ۱هفته انقدر داد زد و ضربه ب در و دیوار ک ابرومون برد و فحاشی و دعوا و‌کتک کاری با مادرش خلاصه چند چیزم شکست و خراب کرد و رفت حالا مادرش خیلی باعث دل شکستگش‌من شد من واقعا ادعایی توی اشپزی ندارم ولی کارمو خوب انجام میدم در حین موندن اینا اون یکی خالم هم اومد ی وعده ک ته چین بود گفت چطوری اصلا بو‌نمیده عالی شده دختر خالم برگشت گفت ۱بسته زعفرون ریخته گفتم وا نه اندازه زدم خلاصه فرداش زرشک پلو با مرغ بود گفت من نمیخورم بعذ اومد ی تکه با اکراه برداشت گفت ن واقعا بو نداد کارت خوبه بعذ مجدد غذاهای دیگه ک دیگه تعریف نکرد ولی خوب بودن بعد پسرای خالم اومدن گفتن بی نظیره و زدی جلو چ پیشرفت کردی این همش میگفت با گوشت و زعفرون خوب شده جلوی روی خودم بچه ها خانواده ی مادری من واقعا شکمو هستند خب نمیشه کم ریخت یا کم درست کزد دیگه رفتن ب جنذ نفر گفته کارش با زعفرون و‌گوشته خیلی دلم شکست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عاقا این صورتیا چیه؟؟؟ 

مثل خون در رگ های من          محترم باشیم                                                                           گریه کردیم دوتا شعله‌ی خاموش شده، گریه کردیم دو آهنگ فراموش شده، پر کشیدیم بدون پر زخمی باهم، عشق بازیِ دوتا کفتر زخمی باهم، زندگی حسرت یک شادی معمولی بود، زندگی چرخش تنهایی و بی‌پولی بود، شعر من مزه‌ی خاکستر و الکل می‌داد، شعر من را وسط زندگی‌ات هول می‌داد، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، نگران بودی اندوه تو خاکم بکند، نگران بودی سیگار هلاکم بکند، نگران بودی این فرصت کم را بکشم، نگران بودی یک روز خودم را بکشم، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم، آه بدرود گل یخ زده‌ی بی‌کس من، آه بدرود زن کوچک دلواپس من، بغلم کن غم در زخم شناور شده‌ام، بغلم کن گل بی طاقت پر پر شده‌ام، بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود، بغلم کن که خدا دورتر از این نشود، مرگ پشت سرمان بود نمی‌دانستیم، بوسه‌ی آخرمان بود نمی‌دانستیم، زخم سهم تنمان بود نمی‌ترسیدیم، زندگی دشمنمان بود نمی‌ترسیدیم...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز