دختردایی ام خیلی باسیاست وبا پنبه سر میبره خیلی حسادت خانواده ما رو میکنه خودش ازدواج کرده وزندگی خوبی داره نمیدونم چرا چشمش دنبال زندگی ماست میخواد زندگی خواهرم رو بهم بزنه باور کنید از زبون دومادومون رفت به خواهرم گفت که مثلا رابطشون رو بهم بزنه ولی خداروشکر بخیر گذشت که دوساعت بعدش خودش (دختردایی ام)با شوهرش دعواش شد طوریکه شوهرش میخواست بزنتش.
از طرفی خواهرم هم خیل ساده اس و زودجوش هم هست میترسم با حرفای این خانم زندگیش بهم بریزه.بخدا ماخانواده کم دستی هستیم هنوزم مستاجریم
هر چی هم بهش میگم حرف منو اصلا قبول نداره
چیکار کنم که شر این دختردایی کنده شه چه سیاستی به خرج بدم؟