من با یه پسری دو ساله در ارتباطم قبلا هم ازدواج کردم جدا شدم قبل این دو سال مامانمم فوت کرده هیشکی ندارم تو خونه ۲۴ سالم هس کم کم میشه ۲۵ سالم بابام تنها تو خونس و من وضع مالی بابامم خوبه اما خیلی کم بهم پول میده این پسره اومده خواستگاریم خونه داره ماشینم داره مقداری هم پول توی بورس داره لیسانس هم داره دنبال استخدامی هست اما بابام چون گقت من توی عقدم بهت خرجی نمیدم قبول نکرد گفتم حداقل تو عقد بده گفت نمیدم بهم خورد ازدواج …الان ۵ ماه میگذره من خیلی احساس تنهایی و پوچی میکنم حتی به خودکشی فکر کردم چند بار بابام خودشم با یه خانمه. در ارتباطه من هیشکی ندارم خواهر ندارم برادرمم ازدواج کرده ماه ماه حتی نمی بینمش …دلم میخواد با این پسره ازدواج کنم چیکار کنم بنطرتون تورو خدا جواب بدید
خب چرا تو خواستگاری بحث پول دادن رو کشیدین وسط وقتی بیاد خواستگاری و شما قبول کنی کم کم پول هم میداد این حرفه که نمیدم از الان چرا نسبت به پول دادن حساسش کردین
خب نده شما هم زندگیت رو اونجا حروم نکن از همه نظر طرفت رو بسنج اگر از نظر خودت اوکی بود (با عقل و منطق نه احساس و دل) بهش بگو بیاد و ایراد نگیر تا بتونی زندگی جدیدی بسازی خدا بزرگه کارم براش جور میشه
خب پس زندگیت رو از بابات جدا کن و آیندت رو بساز البته قبلش درست فکر کن اگه آدم نرمالی هست پس تردید ن ...
رفتار بدی نداره ولی حس میکنم توقع داره از بابام کاری بکنه برای من یا خرجی بده بابامم که نمبده بقیه رفتاراش معمولی هس ..مثلا کار لباس پوسیدیم نداره کار حجاب نداره میذاره ازاد باشم کلاس برم بیرون برم یا عصبی نیس یا با پسری حرف بزنم دعوا نمیکنه مثلا حالا تو بازی جایی یا مثلا بگم اینکارو نکن لج نمیکنه که بکنه …