رفته بودیم خونهی سمیه خواهرشوهرم بله برون خواهرش بود همه ی ریش سفیدای فامیل هم اومده بودن بگم که عموهای شوهرم همه طلبه هستن و از اون آخوند های که یکاره ای هستن
سمیه توی اون جمع بلند به شوهرش میگفت نازیم میایی
یا میخواست به شوهرش چای تعارف کنه میگفت بفرمایید شوشو جان 😂😂😂
همه هم بهش نگاه میکردند
شوهرش ۴۰ سالشه۱۲ ساله که ازدواج کردن بعد توی جمع شوهرشو آقایی خودم یا نفسم صدا میکنه
تروخدا این خز بازی هارو جمع کنین از اینجا بهت میگم سمیه اگه بخوای به این کارات ادامه بدی نه من توهاا😂😂