بخاطر قدم تو خیابون مردم اشاره میکنن مسخره میکنن میخندن
نمیتونم با کسی که دوستش دارم ازدواج کنم
خاستگار درست حسابی ندارم
حسرت لباس قشنگ به دلم مونده
هرچی سنم بالا میره بیشتر این کمبود رو احساس میکنم
نیازهایی دارم که بخاطر قد کوتاهم نمیتونم برطرفشون کنم
این همه ادم قدبلند خوشگل هیچی کم ندارن این همه هم گناه میکنن من گناهم چیه خدا منو اینجوری افریده
ظاهرم خوشحاله میخندم اما تو دلم هزارتا حسرت و غصه دارم
دارم زجر میکشم
در حسرت خیلی چیزها دارم میسوزم 😭😭😭