دوستم خواب دیده ک تو ی مغازه شریک هس و لباس مانتو و کفش اینا میفروشن و کسی نمیخره و ناراحت بود میگفت من میرم از صبح تا شب اینجام کسی خرید نمیکنه
و آخرم میگه مامانم اومد مانتو خواست و گفت مانتو خوب ندارین و میگه میخواستم مانتو خوبامونو نشون بدم ندادم دیگ
ی نفر اومد کفش خواست از اون مدل سایزش نبود