2777
2789
عنوان

دلم گرفته...😢

99 بازدید | 6 پست

ماه اخر بارداریمم و یه بچه کوچیکم دارم.از وقتی باردار شدم همسرم بجای اینکه بیشتر توجه کنه بهم و بیشتر هوامو داشته باشه انگار سرد تر شده نمیدونم شاید من حساس شدم اینم بگم این چند ماه انقدرررررر مشکل و دغذعه داشته که یکم بهش حق میدم ولی میگم اونم باید منو درک کنه...


مثلا حرفای محبت امیزش فقط تو رابطس اونجاس که قربون صدقم میره و بابچمون حرف میزنه...یه بار بهش گفتم حس بدی دارم که فقط تو رابطه بهم میگی عشقم و زندگیم و خانومم گفت تو فک کن که فقط تو رابطه انقدر فکرم ازاده و دوست دارم فقط تو ذهنم باشی که میتونم ابراز عشق کنم تو روز انقدر فکرم درگیره که مجال نمیده وگرنه تو همه زندگیمی ...یکم اروم شدم

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

عب نداره عزیزم دیگ داره تموم میشه سبک میشی ی ماه دیگ راحتتت 

بنظرم 20دیگه تازه شروع میششه...من کلا حساسم مجردم که بودم تا بابام محبتش بهم کم میشد میرختم بهم...نمیدونم چرا

حالا حس میکنم بعداز زایمان مستعد افسردگی باشم حتی

امروز ولی خیلی از دستش ناراحت شدم.پدرشوهرم باغ انگور داره چند روزه باخواهرش میرن کمکش منم یکی دوروز رفتم ولی پسرم خیلی اذیت میشدخیلی وابستس به دختر عمش اصلا ازش جدا نمیشه وقتیم نباشه هی بهونه میگیره کلی اذیتم میکنه امروز صبح شوهرم گفت عارفه نمیاد میارش پیش شما شامم بزار شب مامان اینا و ابجیم بیان گفتم باش ولی عارفه رو ببرید پارسا اذیت میشه منم کلافه میکنه هیچی نگفت گذاشت و رفت خودش بیقراری پسرمونو برا دختر عمش دیده دیده چقدر حرص میخورم بعدش ولی انگار ن انگار 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108