تقریبا چند ماه پیش بود که بیمارستان محل خدمت سربازیم چندین آزمایش برای کارکنان وظیفه درنظر گرفت برای یک چکاپ کلی و منم مثل بقیه سربازها رفتم و آزمایش ها رو انجام دادم حدود سه الی چهار ماه مونده بود تا ترخیصم و منم تک تک روزها رو میشمردم تا خدمتم تموم بشه و بتونم جایی استخدام بشم و در ادامه هم ازدواج کنم و خانواده تشکیل بدم تا اینکه جواب آزمایشای لعنتی اومد بله از نگاه های سرشار از سرزنش خانم متصدی آزمایشگاه حدس زدم که حتما اتفاق خاصی افتاده اما اون اتفاق تلخ ترین رخداد کل زندگیم بود؛ اچ آی وی مثبت.
برای منی که نه تو عمرم رابطه ج.ن.س.ی داشتم و نه تذریقات مواد مخدر و نه حتی به لطف کرونا مدت ها بود که اصلاح موی سر رو هم بیرون نمی رفتم این جواب غیرقابل باور بود، با اطمینان از خودم جواب ها رو بردم پیش پزشک و بدون حاشیه رفتن گفتم: آقای دکتر جواب آزمایش اشتباه شده یه بار دیگه بنویسید دکتر هم متعجب از لحن مطمئن من با نگاه کردن به جواب بدون هیچ معطلی نوشت و دفترچه رو بهم داد حتی یک کلمه هم بینمون رد و بدل نشد.. ولی افسوس که روزگار نقشه های سنگدلانه ای برام کشیده بود. پاسخ آزمایش ها یکی پس از دیگری جواب های قبلی رو تایید کردن و دنیا رو سرم آوار شد آخه چطور ممکنه؟ تک تک سکانس فیلم هایی که راجع به افرادی که بیماری ایدز داشتن اومدن جلو چشمم بدبختیایی که قراره بکشم خوابو از چشام گرفته بود، خانواده خیلی سعی کردن دلداریم بدن ولی نمیتونستن درواقع یکی باید پیدا میشد به اونا دلداری بده. بیمارستان برام معافیت پزشکی رد کرد اونم با ذکر بیماریهای خاص در پشت کارت خدمتم و عنوان دقیق بیماری ایدز در پرونده نظام وظیفه ام. بله دقیقا همونی شد که فکر میکردم کارت پایان خدمتم چند ماه زودتر از موعد تحویل گرفتم اما هیچ شباهتی به اون کارتی که قرار بود ثمره چندین سال درس خوندنم در مدرسه ها و دانشگاه های مختلف رو برام به ارمغان بیاره نداشت، با این کارت هیچ شغلی نمیتونم استخدام بشم و خوب بدون کار و با این بیماری کدوم خانواده ای حاثره دختر عزیزشو به من بسپره؟ از حرف های فامیل هم که نگم براتون میترسیم که به زودی قراره قضیه رو متوجه بشن و خدا میدونه چه تهمت هایی که قراره من بخت برگشته بزنن..