چقدر نزدیک مهر که میشد ذوق مدرسه داشتیم با یه دفتر و مداد ساده چقدرخوشحال میشدیم 🥰😄جلد کردن کتابا..نوشتن اسممون روی برچسب چسبوندنش بالای کتابامون.چیدن مداد پاک کن تو جامدادی گذاشتنش تو کیف ده روز قبل مدرسه😍
بازی تو کوچه با بچه ها وسطی گرگم به هوا لی لی😊
من یادمه ماه رمضون بود تو کوچه با بچه ها بازی میکردم مامانم کتلت درست کرده بود برا افطار اذان ک شد رفتم خونه با مامانم افطار بخوریم بعدش متهم گریخت نگاه کنیم☺️
چقد فیلما خوب بود چقد غذاها خوشمزه بود 😫چقد با هرچیز کوچیک خوشحال بودیم لباس که میخریدیم از ذوقش شب خوابمون نمیبرد خودمونو تو لباسه تصور میکردیم..
چرا الان دیگه هیچی مثل قبلنا نیس بچه ها از بازشدن مدرسه ها مثل ماها خوشحال نیستن از خرید لباس ذوق نمیکنن چرا فیلما مزخرف شده اینهمه.. حتی دیگه ماکارونی و قورمه سبزی و کتلت هم مزه قدیمارو نداره
شمام از خاطرات قدیم بگید بچگی مجردی 😍