2777
2789
عنوان

وای بچه ام 😭😭😭😭

| مشاهده متن کامل بحث + 1258 بازدید | 83 پست
من سر دخترم هم استرس زیاد کشیدم اما کلا جنین دختر استقامتش بیشتره ولی این یکی از علائم و حسم میگم پس ...

من بچم پسره.

برعکس تو بارداریش کلی سختی کشیدم.خونوادم کرونا گرفتن و کلی دعوا پیش اومد

خداروشکر آرومه الان که بدنیا اومده.آخه میترسیدم عصبی باشه

👇❤دو تا بچه بودن توی شکم مادر.اولی  میگه تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟ دومی: آره حتما. یه جایی هست که میتونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم. اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده. دومی: شاید مادرمونم ببینیم. ولی مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش؟ دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه. اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره. دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی.مثل دنياي امروز ما و خدايي كه همين نزديكيست😍...........

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من سخت باردار میشم چون هم خودم مشکل دارم هم همسرم، بچه اولمم معجزه شد اومد، الان این یکی هم برام معج ...

پس اروم باش لطفا چی اینقدر تو رو اذیت میکنه که با این شرایط بد بارداریت بازم استرس داشته باشی.. 

زندگی من شوهرم وپسرم😍😍
مگه چیشد میشه توضیح بدی؟ کنجکاو شدم 

دو سه روز پیش مادرشوهرم اومد خونه جدیدم تبریک بگه ولی پدرشوهرم نیومد من به دل گرفتم ولی به روی شوهرم نیاوردم ولی شوهرم شبش گفت بریم خونه مون از دل بابام دربیاریم منم گفتم من مگه چیکار کردم از دلش در بیارم تازه من ناراحتم ولی دنبال ناراحتی نبودم چیزی نگفتم، بعد بحثا پیش اومد شوهرم از عصبانیت صندلی دخترم شکست منم ترسیدم گریه کردم دخترم خواب بود از ترس بیدار شد شروع کرد به گریه کردن شوهرمم گفت برو تو اتاق تا بچه از گریه تو بیشتر نترسیده منم رفتم داشتم گریه میکردم که شوهرم اومد چند بار محکم زد به در اون اتاقی که من نشسته بودم منم درو بستم قفل کردم از ترس اینکه نکنه منو بزنه زنگ مامانم زدم اونام سریع اومدن شوهرم درو به روشون باز نکرد چون مامانم خیلی عصبانی بود بعد دیدن شوهرم باز نمیکنه رفتن با پلیس اومدن دیگه شوهرم درو باز کرد من برم بیزون باز درو قفل کرد اونا نیان، سر همه این جریانات هی قلبم می‌ریخت، حرمت ها شکست، آبروم تو همسایه اونم همش جدید بودن رفت 😭😭😭😭

☘️⚖️تعادل قانون طلایی زندگی ⚖️☘️

گلم نگران نباش

درکت میکنم مادرا تو این دوران خیلی استرس پیدا میکنن نکنه مشکلی پیش بیاد 

نی نیت الان برخودش داره کیف میکنه تو هول کردی هیچی نیس میخوای سونو بده خیالت راحت شه دیگ استری نداشته باشی

بر جمال محمد و آل محمد و روح پاک حضرت فاطمه صلوات
چرا همیشه اینقدر استرس داری؟؟ خوب نیست برو روان پزشک یاشناس

عزیزم نمیدونم اعتقاد داری یا نه، به زندگی من خیلی دعا میدن اصلا حال تعریف کردن این جریانات ندارم 😭😭😭

☘️⚖️تعادل قانون طلایی زندگی ⚖️☘️
من بچم پسره. برعکس تو بارداریش کلی سختی کشیدم.خونوادم کرونا گرفتن و کلی دعوا پیش اومد خداروشکر آرو ...

وای منم خیلی نگران بودم 

خودم کرونا گرفتم بارداری

بخاطر اینک ب پسرم کلاس دوم درس میدادم اونقدر عصبی میشدم ک نگو 

بعصی شبا از شدت استرس خدای نکرده جنین اسیب نبینه اونقدر گریه میکردم

پسر شما الان چند وقتشع؟

بر جمال محمد و آل محمد و روح پاک حضرت فاطمه صلوات
نه اونا تفننی هست، عزیزم دو شب پیش شوک عصبی بهم وارد شد پلیس و اینجا و خیلی اتفاقا، الکی که نمیگم شو ...

والا چی بگم ادم وقتی ی سر تو تاپیکات میزنه اینجوری حسمیکنه حالا انشالله هیچی نیست و بچتم صحیح و سالمه 

پس اروم باش لطفا چی اینقدر تو رو اذیت میکنه که با این شرایط بد بارداریت بازم استرس داشته باشی..  ...

عزیزم خیلی کم خونریزی داخلی کرده بود ولی حال عمومی‌ بچه خوب بود و استراحت مطلق شدم

☘️⚖️تعادل قانون طلایی زندگی ⚖️☘️
وای منم خیلی نگران بودم  خودم کرونا گرفتم بارداری بخاطر اینک ب پسرم کلاس دوم درس میدادم اونقد ...

منم استرسای شدید داشتم حال روحیم بد بود افسردگی داشتم و هر شب گریه میکردم

پسرم 2 ماهشه خداروشکر خییییییلی آروم و سالم و تپلیه😍

همش نگران بودم جیغ جیغو بشه

👇❤دو تا بچه بودن توی شکم مادر.اولی  میگه تو به زندگی بعد زایمان اعتقاد داری؟ دومی: آره حتما. یه جایی هست که میتونیم راه بریم شاید با دهن چیزی بخوریم. اولی: امکان نداره. ما با جفت تعذیه می شیم. طنابشم انقد کوتاهه که به بیرون نمی رسه. اصلا اگه دنیای دیگه هم هست چرا کسی تاحالا از اونجا نیومده بهمون نشونه بده. دومی: شاید مادرمونم ببینیم. ولی مگه تو به مامان اعتقاد داری؟ اگه هست پس چرا نمی بینیمش؟ دومی: به نظرم مامان همه جا هست. دور تا دورمونه. اولی: من مامانو نمی بینم پس وجود نداره. دومی: اگه ساکت ساکت باشی صداشو می شنوی و اگه خوب دقت کنی حضورشو حس می کنی.مثل دنياي امروز ما و خدايي كه همين نزديكيست😍...........
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز