ادما رو بیخیال باور کن سکوت کنی واهمیت ندی و زندگیتو کنی ارامش داری.
سعی میکنم
چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم/مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم/طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری/غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم
اوهوم درک میکنم چرا مخالف بودن با ازدواج مامان بابات؟
مامانم ایرانی نیست اون اولا هم مسیحی بود اینا شدید خشک مذهب
چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم/مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم/طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری/غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم
اوهوم ولی اگ عاشق هم بودن نباید خوانواده دخالت میکردن مامان کجایی؟
اره اصلا نباید دخالت میکردن
مامانم سوئدیه
چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم/مگر دشمن کند اینها که من با جان خود کردم/طبیبم گفت درمانی ندارد درد مهجوری/غلط میگفت خود را کشتم و درمان خود کردم