الان دعوا شد با یه کثیف آشغال بنام برادر
خدا لعنتش کنه دیوث عوضی رو ، جلو شوهر خاله ام و دای زن دایم
بی شعور عوضی ......
بابام تموم دارو ندارش دو گذاشت پاش بعد الان داره گوه اضافه می خوره دیوث
بچه ها حالم خوب نیست شوهر خاله میگفت بس ولکن این نمی فهمه
من بدنم شروع کرد به لرزش وهرچی از دهنم درامد گفتم بهش بشفور عوضی اومیدوارم خار بشه ، یه روزی بیاد محتاجم بشه
اون روز خدا دهنش رو سرویس میکنم
بهش گفتم یه بار گفتی هیچی نگفتم دوبار گفتی هیچی نگفتم بار بعدی با چاقو میزنمت بار بعدی میزنم تو دلت
، گوه زبادی نخور آشغال
...بابام نبود وگرنه از این گوه ها نمی خورد دیوث آشغال
بچه ها دارم میترکم از غصه
مامان بابام نمیان یعنی از اینجا میریم، میرم یه روزی میرم مثل سگ خاریش رو یه روزی می بینم ....
آشغال
به چیزی بگین اروم بشم