نزدیک یکسال و نیم هست ک با یه پسری در ارتباطم قصد ازدواج هست خانواده ها هم تقریبا میدونن
الان یک ماهی ک شده سرد رفتار میکنه و احساس میکنم دیگه مثلا قبلا منو دوست دارم و دیگه تو اولویت نیستم براش
و حتی میگه دوست دارم و اینا ولی ب خاطر کاراش باعث شده باور نکنم حرفاشو
قبلا هم یکبار اینطوری شده بود ولي بعد بهم گفت ک مشکل از چی بود ک دوستاش گفته بودن منو منتظر نذاره ک بعد از ۴ سال بتونه بیاد خواستگاریم
هر وقت هم هستم بهش بگم ک چرا عوض شدی انگار لال میشم
نمیتونم بهش بگم ولی از طرفی هم هر روز گریه میکنم ب قدری ک چشمام خشک میشن
تو رو خدا کمکم کنین
هر وقت هم بهش میگم چیشده میگه هیچی