یه لحظه چشماتو ببند!
تصور کن هیچکدوم از خاطرات قشنگ و مهم زندگیت و یادت نمیاد...
لحظه اولی که قلبت به تاپ توپ افتاد و برای اولین بار عاشق شدی...
یا لحظه اولی که بچه آت صدات کرد، بابا!
فکر کن هیچکدوم از اون خاطرهای مهم و قشنگ زندگیت رو نداری😓😓😓
حتی آدم هایی رو که قبلا برات مهم بودن رو فراموش کردی...
یا چیزهایی که برات مهم بوده و دلخوشی ساده زندگیت بوده... دیگه از دلخورهای قبلیت هم دلخور نیستی چون اصلا یاد نمیاد سر موضوعی دلخور شدی...
خیلی وحشتناک نه؟! دنیای تنهایی که حتی خودت هم توش برای خودت غریبه ای🙄🙄🙄
انگار دنیا ، نه انگار ما و همه مسائل پیرامون ما همین اندازه بی اهمیت و کوچیک بودن ولی خودمون حالیمون نبود😭😓 هیف از اون ثانیه های که سر دلخوری از هم خرابشون کردیم... ثانیه های که می تونست بهترین خاطرهامون باشه ووو ...
به نظرم #آلزایمر از کرونا هم بدتری چون حتی خاطره های خوب هم ازت میگیره😓😢😢
پدربزرگ عزیزممم من و دیگه نمی شناسه😢😢
هر وقت ازش می پرسم: من کی ام؟
سکوت می کنه و با لبخند نگام می کنه...
چشمام خیس اشک می شده او یادش نمیاد ولی من کلی خاطره از سرتاپای وجودش دارم نمی دونم همه اون خاطره ها را چطور به زبون بیارم که خلاصه می کنم و میگم: منم دیگه زهرا دختر حسین آقا پسرتون...
چه تلاش بی فایده ای وقتی حتی پدرم را یادش نمیاد... ولی هر دفعه که می بینمش در عمق نگاهش عشق و محبتی پنهان شده که برام تازگی داره... دنیا و دنیا یادش بره عشق و محبت بینمون یادش نمیره😌🙃😍