2777
2789
عنوان

دعوا سر شکم 😂😂😂

237 بازدید | 15 پست

هفته ی پیش دعوت بودیم باغ پدرشوهرم شام 

برادرشوهرام دم منقل کباب درست میکردن مادرشوهرمم لقمه می‌گرفت برای عروساش اول میداد به پدرشوهرم بعدی هاروهم به ما عروسا جز پدرشوهرم که بهش گوشت بیشتر میداد به همه ی عروس ها مساوی میداد 

هستین بقیشو بگم 

 خدایاشکرت ❤

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

مادرشوهرم به یکی از جاریام چون گوشتش کم بود دوتا گوشت داده بود جاری بزرگم که دید یهو بلند شد گریه کرد که آره تو اونو بیشتر از من دوست داری پارسال تولدش براش شومیز گرفتی توی پول خونه کم آوردن بهشون کمک کردی و برای بچش طلا گرفتی و...(این دوتا جاری از قبل دعوا داشتن ها)

بعدم رفت به شوهرش گفت توهم همینجوری نگاه کنو هیچی نگو خیلی بی غیرتی !🥴🥴

 خدایاشکرت ❤

بعدم کلی گریه کرد و اومد به جاریم گفت خیلی بیشعوری ایشالله بمیری که نمیزاری ما زندگیمونو بگیم 

شوهرت بیچاره حق داره میاد میگه زنم بد ذاته (دروغ میگفت)از بس حیله گری 

بعدم رفت سوار ماشینشون شد 

اون جاریمم رفت توی اتاق درو بست صدای گریش توی حیاط میومد شوهرشم به مادرشوهرم گفت مامان هیچی نگو ها ببین عروست چه آتیشی به پا کرد 

اینو که گفت برادشوهرام مثل خروس زنگی بهم افتادن 

وقتی یخورده فضا آروم شد مادرشوهرم به پدرشوهرم میگفت تو گفتی اینارو دعوت کنید وگرنه من عمرا با این عروس ها جای میرفتم خیر نبینی 😂

 خدایاشکرت ❤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز