برام خواستگار اومده بود خیلی هم مادر و خواهرای پسره فیس فیسو حالاخواهرم شربت درست کرده بود اوردنی تعارف کنه دید تو یکش یه حشره ریز افتاده حالا لیوان جلویی هم بوده وسط راه دیگه نمیتونست برگرده تو آشپزخونه
حالا همشون هم میخواستن بردارن خواهرم میگفت نه این نه آخرش مامانه گفت چرا خواهرم گفت مامانم چربی داده کم شیرین درست میکنم براش😅😂