چهل روز ما خانوادگی درگیر کرونا بودیم حتی شوهرم بستری شد کلا غذا و آبمیوه از بیرون میگرفتیم پیک میذاشت تو آسانسور و من برمیداشتم کپسول اکسیژن گرفته بودم و دو بار شارژ بردیمدماشینمون هم ۲۵ روز تو حیاط خاک میخورد چون شوهرم بیماریش سخت بود.
آپارتمان ما ۴ طبقه است . بعد جوریه که قشنگ همسایه ها میفهمن مشکل پیش اومده چون یک سره تو حیاط و آسانسور در رفت و آمدن
حالا که خوب خوب شدیم یکی از همسایه برگشته میگه مریض بودین خوب به من میگفتی براتون غذا و آب میوه میدادم.
من توقعی ندارم ولی اگه کسی بخواد کاری کنه منتظر نمیمونه طرف رو بورد بزنه.
من فقط تشکر کزدم گفتم ممنون دیگه گذشت انشالله تو شادیای هم باشیم
واقعا چی باید میگفتم