بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
نمیدونم کی نیاز داره اینو بشنوه ولی اگه فردا امتحان داری و هیچی بارت نیست پاشو درستو بخون، به کارای عقب افتادت برس، اگه کسی بهت حس ناکافی بودن میده نشیمنگاهش متزلزل باد چون تو به اندازهی خودت خوب و کافی هستی، اگه کسی امروز بهت نگفته چقد خوشگل شدی من میگم “خیلی خوشگل شدی”، اگه اوضاع روحی، جسمی، مالیت خوب نیست اشکال نداره درست میشه، اگه درگیر مشکل خاصی هستی و احساس ناراحتی میکنی یه بغل از راه دور برای تو، اگه اطرافیانت دائما با دیگران مقایسهت میکنن بهشون گوش نکن چون تو قرار نیست مثل بقیه باشی و همین که خودتی کافیهمن همون قهوه تلختم، چای سردتم، غروب جمعهتم، کلاس دینیتم، گرهی هندزفریتم، استوری واتساپتم، درصد منفی تستای درسیتم، غروب سیزده به دردتم، سردردتم، میسکال ناشناستم، پنج درصد آخر شارژ گوشیتم، عجله وسط ترافیکتم، صبح شنبهتم، سرعت پایین اینترنتتم، صدای بغضدارتم، تَرَکای روی قلبتم، خورشت کرفستم،موجودی آخر ماه حسابتم، استرس هفتهی قبل از کنکورتم، دروغ شنیدن از رفیقتم، خراش روی انگشتت با کاغذ کتاب مورد علاقتم، هفت سین بی سبزهتم، حیاط خالی مدرسه بعد از دیر رسیدن سر صبحگاهتم، خواب بد نیمروزیتم. من همهی اون چیزایی ام که هیچوقت قرار نیست دوستشون داشته باشی_غُصهچیزیونخوریدتوزندگی هنوز الله کریمه _💚
من کل دوران دانشگاهمو با عشقم گذروندم.. البته وقتی حضوری بود.. الان مسیر دانشگاه.. حیاطش.. کوچه های اطراف دانشگاه.. همشون عشقمو برام تداعی میکنن.. خداروشکر که مجازی شد .. منم تموم شدم..
بس دعاها که خلاف است و هلاک... کز کرم می نشنود یزدان پاک... شکر ایزد کن دعا مردود شد.. ما زیان پنداشتیم ان سود شد.. مصلح است و مصلحت را داند او.. آن دعا را باز می گرداند او...
نه ... جدا شدیم.. برا همین میگم خداروشکر مجازی شد وگرنه خیلی سخت میگذشت بهم.. همش یاد اون میفتادم
بس دعاها که خلاف است و هلاک... کز کرم می نشنود یزدان پاک... شکر ایزد کن دعا مردود شد.. ما زیان پنداشتیم ان سود شد.. مصلح است و مصلحت را داند او.. آن دعا را باز می گرداند او...
وای ما ترم یک اوضاع بودیما چون خوابگاها توی دانشگاهه بادوستام میخواستیم همه جای دانشگاهو کشف کنیم داشتیم قشنگ میرفتیم دیدیم جلوی واحدای خوابگاه اقایانیم یه پسری گف بفرماید داخل یعنی یجوری دوییییدیم مردیم از خنده به نظرم باید نهایت خوشگذرانیتو بکنی منو دوستام به همه چی میخندیدیم البته ۳تامونم شاگرد الف میشدیم ولی خیلی خوش میگذروندیم حیف ترمای آخرمون مجازی شد