دوتا داداشای من که از نظر علمی اصلا بالا نیستن با کلی پول و اینا برا کانادا اقدام کردن با خونواده هاشون و تا یه مدت دیکه ویزاشون میاد، مامان بابام هم ویزا کانادا دارن و احتمالا میرن یه مدت پیششون میمونن.
بعد اونوقت شوهر من که چندتا اختراع داره و چندتا مقاله داده میتونه هرجا که بخواد به راحتی بورسیه بگیره و تو بهترین شرایط رایگان درس بخوته و کار کنه اگر خواست، هرجی بهش میگم بیا ما هم بریم ، اینقدر عصبی میشه که خدا میدونه 🤦🏻♀️
به خدا اینقدررر کارش اینجا سخته بعضی شبا تو خواب حرف میزنه و از کارش میگه، قلب درد گرفته از استرس کارش و طرف چپ بدنش همش میگیره، شب دیروقت میاد خونه چشماش کاسه خونه از خستگی، اونوقت میگه نهه من الان تو اوج ارامشم😐 ( الکی برا اینکه نریم اینجوری میگه)
حالا من کشته مرده خارج نیستم ولی وقتی میبینم شرایط اونجا برا ما ده برابر بهتر از اینجاست، خونوادمم دارن میرن خب چرا بمونممم، اعصابم از دست شوهرم خورده😫اینم شانس مایه