۶ ماهه ازدواج کردم قدم خیلی بلنده و استخون بندی درشت و چاق هستم ی شب شوهرم تو ماه اول ازدواجمون ب پاهام نگاه میکرد بعدش شب موقع خواب گفت باورم نمیشه تومادر بشی یعنی توهم مادر میشی؟چون مثل منی(منظورش اینه مثل پسرام)خیلیییی دلم شکست و خجالت کشیدم و چیزی نگفتم بهونه اوردم و رومو کردم اونور. هردفعه منو ب اسم مرد صدا میزنه و کارای دخترونه میکنم مسخرم میکنه حتی برای ماشین هول دادن هم منو میگ و بینهایت خسیسه و حتی بعضی وقتا من پول غذا رو میدم.منم از ماه اول لجبازی کردم و همشمیگم طلاق اما میگ دوست دارم ولی من کنارش هیچ احساس زنونگی نمیتونم داشته باشم و حتی دیگ نمیخام بچه دار شم دلم میخاد طلاق بگیرم اما خونوادمنمیزارن. اونقدر غصه میخورم ک تا پوست صورتم میسوزه اصلا نمیتونم ببخشمش ن میتونم جداشم😭😭
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
یه صلوات مهمونم میکنی مهربون؟❤اگه برای عضویت تو نی نی سایت یه آزمون شعور سنجی ازمون میگرفتن شاید الان خیلیا تو سایت نبودن😅اگه توی یه تاپیک باهات بحث کردم و توی یه تاپیک دیگه باهات گرم گرفتم بدون نشناختمت🤐توی تاپیکای صلوات تگم کنید❤کسی که طرز فکرش با تو متفاوته دشمنت نیست🙃اسم هدفاتو آرزو نزار چون آرزو یه چیز تقریبا محاله☺از شکستات درس بگیر و پر قدرت تر بجنگ واسه هدفات🤗تو دل آدما دنبال خدا بگرد نه ظاهرشون😊کاربری دست سه نفره🙃
نظر و فکرش از من اینه ی دختر ریزه میزه میخاس منم ک خیلی لوسم اما نمیتونم کنارش خودم باشم وقتی اون حرف و زد همه چیو گذاشتم کنار دلم میخاس کلی بچه بیارم و باعشق و سوپرایز بهش بگم باردارم حتی وقتی حامله شدم بهش بگم هوس چی کردم اما اخلاقش ی طوریه ک هوا هم سرد باشه میگ تو ک سرما نمیخوری قوی هستی ...
خونوادم نمیزارن کل ارزوهامو گرفت دلم میخاست وقتی بچه دار شدیم با عشق و سوپرایز بهش بگم یا وقتی باردار شدم بگم هوس چی کردم ولی تا سرمامیخورم میگ تو ک چیزیت نشده ی پا مردی یا میگ قوی هستی تو زندگسم خیلی سختی کشیدم تنها دلخوشیم ازدواج بود ک نشد