بخدا از دست خانوادم خسته شدم دلم میخاد بمیرم
همش منو تحقیر میکنن، همش این و اونو میزنن تو سرم شغلی که دوستش دارمو مسخره میکنن منو به زور فرستادن انسانی همشم فکر میکنن فقط معلمی شغله بقیه رشته ها چرتن. من ساخته شدم واسه فیلنامه نویسی اینا اصلا قبولش ندارن. اصلا حرف فقط حرف خودشونه اختلاف سنی زیاد تفکرات اونا یه جور تفکرات من یه جور دیگه همش به این فکر میکنم چرا خدا منو افرید چرا منو به کسایی داد که درک از حرف دل یه نوجون ندارن بخدا ما ربات نیستیم ما هم ارزو داریم تمام ارزوهام خاک شد. من حتی نمیتونم باهاشون ارتباط برقرار کنن حتی نفهمیدن افسردگی گرفتم.
فقط منتظرم یه خواستگاری چیزی بیاد ازدواج کنم از دستشون راحت شم هیچ وقت نمیبخشمشون کسایی که باعث شدن من 17 ساله افسردگی بگیرم
چیکار کنم خدااا؟!
اصلا وجود داری