2777
2789
عنوان

فرار کردن...

| مشاهده متن کامل بحث + 388 بازدید | 30 پست
اینم بگم  اون اگه عاشقت بود ولت نمیکرد اون دوستت نداره و نداشت فقط عادت کرده بود بهت یه مرد ...

دوست دختر اولش، که هنوز ک هنوزه با یاداوری اینکه ترکش کرده یه زمانی،بغض میکنه و ازش حرف میزنه..اونم وقتی که دختره قبل عقدش بهش گفته بود ک تو اگه منو مبخوای من ازدواج نمی کنم..و بهش گفته بود نه اگه میخوای برات تحقیقم می کنم... و در نهایت بعد طلاقش باز رفته بوده خواستگاریش...


دومی که هشت ده یا سال باهاش دوست بوده رو میخواسته ول کنه بیاد ازدواج کنه...

حالا دومی رو ندیدم ابراز علاقه ای نسبت بهش داشته باشه..اما اولیو میدونم خیلی دوست داشته...

از این راحت گذشته...من که با اون همه حرف و چیزایی ک پیش اومد رها کردنم براش چیزی نبوده که..

حالا دوست نداشت یا داشت به قول خودش کاریکردی بگذرم ازت نمی دونم واقعا

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

ن اینجوریهم نیست دیدم مردی ک عاشقه اما گذشته ازعشقش

یا باید باهاش صحبت کنی یا باید سریع ب خودت بیای و واسه خودت مشغله جورکنی وخودتو از این اوضاع افسردگیت دربیاری

درستو ادامه بده سرکار برو دوست پیداکن وقتتو باهاشون بگذرون و..... هرچقدر بیکاربشینی افکارت بیشتر ومشوش ترمیشن

شیطان هم بیکارنمیمونه وقتی میبینه تو به این حد ناامیدی رسیدی شروع به وسوسه میکنه وبه سمت افکارمنفی وکارای منفی ترغیبت میکنه

مهتاب هرکاری میکنی فقط زودتر انجام بده حیفه عمرتو جوونیت دختر

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

دوست دختر اولش، که هنوز ک هنوزه با یاداوری اینکه ترکش کرده یه زمانی،بغض میکنه و ازش حرف میزنه..اونم ...

ولی رابطه هاش خیلی طولانی بودن این خیلی ترسناکه یهو نمیشه یه رابطه ۸ ۱۰ ساله رو تموم کرد

شاید بینشون اتفاقایی افتاده مجبور شده

ولی تورو مجبور نبود که ولت کنه تو واقعا کاری نکردی و بی تقصیر بودی 🥺دلم تیکه تیکه شد برات داستان آشناییتو خوندم 

دوست دختر اولش، که هنوز ک هنوزه با یاداوری اینکه ترکش کرده یه زمانی،بغض میکنه و ازش حرف میزنه..اونم ...

چیزی که مسلمه تو اشتباهی نکردی عزیزم که بخوای خودتو مقصر بدونی؛ هر کس دیگه هم بود و چنین نشونه هایی توی اون زمان می دید همون قدر بیقرار میشد. و اون آقا که توی یه مشکل آنقدر زود جا زده پس توی مشکلات بزرگ زندگی می خواست چیکار کنه؟!!!

ن اینجوریهم نیست دیدم مردی ک عاشقه اما گذشته ازعشقش یا باید باهاش صحبت کنی یا باید سریع ب خودت بیای ...

اوکی حتما.

همین الانم مشغولیات دارم...کار می کنم تقریبا..اما وسط کارام این افکار میاد و بهمم می ریزه.. 

از طرفی نمیدونم خانواده ام چ اصراری به ازدواجم دارن که اینقدر گیر میدن خواستگار راه بده و نمی دونم بیست و هفت سالته و این حرفا..این مسئله خواستگاری و ازدواج بدجوری بهمم می ریزه..من اصلا ن میتونم ن امادگیشو دارم ک بخوام باز با کسی اشنا بشم..شرایطشو ندارم اصلا.

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

ولی رابطه هاش خیلی طولانی بودن این خیلی ترسناکه یهو نمیشه یه رابطه ۸ ۱۰ ساله رو تموم کرد شاید بینشو ...


خب همین طولانی بودنشون اسیب زد به ما دیگه،کات کردنسون مشکل بود

احتمالشم هست ی باجی چیزی ازش داشته باشه دومی..همونطور که خبرشو برام اوردن..شاید..نمیدونم..

خب رابطه ما یه رابطه ازدواجی بود..اعتماد تو ازدواج مهمه..عزت فرد جلو خانواده ها مهمه..ب اینا لطمه وارد شد...اون از من انتظار داشت با حفظ احترام و اعتماد بتونم تصمیم بگیرم و من واقعا اون زمان قاطی و گیج بودم و همه چیز گیجترم می کرد نمیفهمیدم باید چیکار کنم..و راستشو بگم نمی دونستم در این حد هم عاشقم..فقط میدونستم همه وجودمه..اما نمی دونستم بی اون ماه ها ناتوان می شم...

اونم ترسید از اینکه بی اعتماد شدم اول راه..و یتماس ناشناس دیگه زندگیمونو ببره رو هوا و طلاق بگیریم و باز راستانمون به خانواده ها بکشه و ابروش بره...برخورد منم اونطور ک باید باشه نبود..من می گفتم عاشقتم اما وقت مشکل عشق رو کنار میذاشتم منطقی بررسی میکردم و اون انتظار داشت عاشقانه کنارش باشم.  

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

پایان تلخ، بهتر از تلخی بی پایان است...


البته اما؛ فعلا که دو ماه و نیمه این تلخی ادامه پیدا کرده توی روح و جسم و جونم و زندگیم...

از اردیبهشت در واقع من زندگی ندارم...

به ازدواج هم اصلا نمیتونم فکر کنم و خانواده ام اصرار دارن روش...

تلخی ادامه دار شده فعلا..

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

اوکی حتما. همین الانم مشغولیات دارم...کار می کنم تقریبا..اما وسط کارام این افکار میاد و بهمم می ریز ...

خب طبیعیه ک الان آمادگی یه رابطه جدید رو نداشته باشی هنوز زوده اما کم کم باید تطبیق بدی خودتو

تا یه زمان معقولی ب خودت حق بده نه بیشتر

اگر خبرازدواج مجید بهت رسید ودیدی مثلا سی واندی سالته و دیگ مورد خوب واسه ازدواج نداری چی؟

من جای تو بودم اول باهاش صحبت میکردم هرچی تو دلم بودمیگفتم بعدش دیگ مینشستم آینده وزندگیمو میساختم

خب طبیعیه ک الان آمادگی یه رابطه جدید رو نداشته باشی هنوز زوده اما کم کم باید تطبیق بدی خودتو تا یه ...

اره درسته..

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

دقیقاً در همان جایی که بیش ترین درد را احساس می کنید، بزرگترین فرصت برای رشد پنهان است⁦❤️⁩

❤❤❤❤

قصه زندگی و ازدواجمو بخون و بهم کمک کن...دوستت داشتم و دارم... زمستون 404... گاهی گذشتن از بعضی چیزا، پیدا کردن خودته شاپرک

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز