شهرِ کلمات،
غرقِ سکوتِ بلندِ قضاوت،
حنایِ خوبیرو، به قناریِ بدی، تبدیل میکنه و از یه شهر زنده،
تپهی خاکستر میسازه...!
و یه دیدِ خوب از سادگی،
سردی آدمها رو پای قلب مهربونشون مینویسه و سرسبز میشه...!
آدمها، ریزبهریزِ زندگیرو، میسوزن؛
فکر میسازن و عقیده میتراشن؛
و سبز میشن...!
و تکبهتکشون، شهرِ سبزِ سوختهای از جنس هم هستن...