خسته ام مثل جوانی که پس از سربازی بشنود یک نفر از نامزدش دل برده مثل افسردگی تحقیق شرافتمندی که به پرونده ی جرم پسرش برخورده خستم مثل پسر بچه که در جای شلوغ بین دعوای پدر مادر خود گمشده است خسته مثل زنه راضی شده به مهر طلاق که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است خسته مثل پیرزنی که شده سربار عروس پسرش پیش زنش برسراوداد زده