اي دير يافته با تو سخن مي گويم ،بسان ابر که با توفان،بسان علف که با صحرا،بسان باران که با دريا،بسان پرنده که با بهار،بسان درخت که با جنگل سخن مي گويد،زيرا که من ريشه هاي تو را دريافته ام،زيرا که صداي من،با صداي تو آشناست
من همیشه دلم برای کودکانه دوساله سه ساله چهرساله وپنج دلم میسوزه چون والدینشون بخاطربچه خاشون جدانشن
همسر منم پدرو مادرش ۲سالش بوده جدا شدن و خیلی سختی کشیده
اي دير يافته با تو سخن مي گويم ،بسان ابر که با توفان،بسان علف که با صحرا،بسان باران که با دريا،بسان پرنده که با بهار،بسان درخت که با جنگل سخن مي گويد،زيرا که من ريشه هاي تو را دريافته ام،زيرا که صداي من،با صداي تو آشناست
همسر منم نامادری داشته و اینکه خیلی بدجنس بوده هیچ حسی ندارن بهش حتی به پدرش هم که این قدر بی عرضه بوده هیچ حسی ندارن
مادرش سر بچه فوت میکنه ۳۰سال پیش البته میگه کولر روشن نمیتوانستیم بکنیم کولر آبی صدا داشت تا ساعت یک دو شب تو گرمای جنوب تو حیات هوا شرجی مینشستیم زن بابا بخوابه دیگه بریم تو خونه بخوابیم