من بابام عمو مزنک زد بهش پسر وام میخواد بیا ضامنش شو نامزد پسر عموم سرفه میکرده بابام یه ماسک داده بهش گفته ماسک دیگه چیه دختره روستایی
بعد بابام میره دو تا ماسک میزنع میشینه خونه میگن ماسکتپ در بیار بابام میگه نه اونا به زور درمیارم اومد خونمون حالش بد شد به شدت
بعد بابام میگه به زور بردنم خونه آسون رنه نمیرفتم
یکی از عمو هام هم خونش شهریه که ما زندگی میکنیم کولرمون خراب شد کرونا داشتیم رفتیم خونشون البته اونا هم کرونا داشتن
هر کدوممون با وجود اینکه کرونا داشتیم سه تا ماسک دو لایه زده بودیم