2777
2789
عنوان

درد معده

340 بازدید | 30 پست

بچه ها دیروز که شما گفتید رفتم بیمارستان .سونوگرافی کردم . گفتن خداروشکر سنگ کیسه صفرا نداری .‌معدت عصبیه .. اخه این چه عصبی هست که با قرص هم خوب نمیشه روانی شدم .. درد پشت معده داره منو میکشه . 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نکنه علایم کروناس ما نمیدونیم  اخه نه نب دارم نه سرفه نه چیز دیگه فقط درد پشت معدس

نه دکتر عصاب رفته قرص میخوره زخم معدس

آدمو غصه هایی پیر میکنه که هیچکی ازشون خبر نداره:)

من سربارداریم داشتم خیلی بد بود درد انگار تیر میکشید تو وجودم هرچی دوا درمون این متخصص اون متخصص نشد ک نشد

تنها راهش اینه استرست رو بیاری پایین

خیلی اروم و بی دغدغه باشی

حرص نخوری

ناراحت نشی

یجورایی حس بد نداشته باشی ی مدت مراعات کنی خوب میشه 

انرژی مثبت بده به خودت

درروز یه تایمی رو قدم بزن و اهنگ گوش بده و کتاب بخون

یه مامانِ کوچولو که فسقلیش آسمونی شده دلم برای انگشتای کشیده و کوچولوش ، موهای مشکی ، مژه های بور و لپای گول منگولیش حسابی تنگ شده .. قدر بدونیم ... من حتی حسرت پیچیدن صدای گریه هاش تو خونه رو میکشم
من سربارداریم داشتم خیلی بد بود درد انگار تیر میکشید تو وجودم هرچی دوا درمون این متخصص اون متخصص نشد ...

کاش این استرس لعنتی از بین بره .. من فقط حرص میخورم .از کار مملکت از اینوه چرا به هیچ جا نمیرسیم . دست خودم نیستا .. الان بچمم باهام حرف میزنه حرص میخورم .میخوام فقط بخوابم 

کاش این استرس لعنتی از بین بره .. من فقط حرص میخورم .از کار مملکت از اینوه چرا به هیچ جا نمیرسیم . د ...

ن ن ن تروخدا هم خودتو نابود میکنی هم روحیه بچه رو خراب میکنی

باید اروم باشی

خیلی چیزا با حرص خوردن من و شما درست نمیشه

تا خدا اون بالا حواسش بهمون هست غصه خوردن کار بیهوده ایه

خواهشا ریلکس کن و در لحظه زندگی کن فقط اینطوریه ک میتونی بفهمی زندگی چیه

همه ما زندگیای سختی داریم ( من خودم دوسال روزایی بود ک شوهرم بیمارستان بستری بود و شب تا صبم گریه شده بود ، هیشکی خونمون نمیومد میگفتن شوهرش مریضه واگیر داشته باشه فلان باشه فلان باشه شب پیش شوهرم بودم روزا کار میکردم، بعد اون مدت بخاطر داروهای کروتونی ک شوهرم استفاده میکرد نتونستیم اقدام کنیم برای بارداری دکترم کاری نتونست کنه برامون،کلی طول کشید تا کارم درسم و زندگیم روبراه شه که مث ی معجزه باردار شدم ، هرروز بهتر میشد همچی تا اینکه بچم زود بدنیا اومد تو ان ای سی یو شب و روز نداشتم صب میرفتم بیمارستان بعدش درس بعدش کار و پسرمم بعداز 31 روز ازدست دادم واقعا شب و روزم گریه بود با شوهرم حرف میزدم ی روز شوهرم تصادف کرد هنوزم ک هنوزه خوابشو میبینم و گریه میکنم و.....)

اینارو نگفتم ک بگی من چقد زندگی سختی داشتم گفتم ک ی گوشه از مشکاتی ک باهاشون دست و پنجه نرم کردم رو بدونی

وی با این حال خنده روی لب هامه چون میدونم بهترش اتفاق میوفته

روزای سخت

لحظه های طاقت فرسا همشون تموم میشن بالاخره اما چیزایی ک برنمیگردن سلامتی و روزای عمرن 

الان ب این فک کن دیگ بچت ب این سن برنمیگرده پس نزار بهش بد بگذره

شاید ی روز برسه ک نتونی بدون عصا راه بری

پس برقص و شاد باش و زندگی کن

بهتره دست برداری از اهمیت دادن ب انرژی های منفی همه ما لایق ی زندگی اروم و شادیم  

یه مامانِ کوچولو که فسقلیش آسمونی شده دلم برای انگشتای کشیده و کوچولوش ، موهای مشکی ، مژه های بور و لپای گول منگولیش حسابی تنگ شده .. قدر بدونیم ... من حتی حسرت پیچیدن صدای گریه هاش تو خونه رو میکشم
ن ن ن تروخدا هم خودتو نابود میکنی هم روحیه بچه رو خراب میکنی باید اروم باشی خیلی چیزا با حرص خوردن ...

عزیز دلم ..درست میگی خیلی سختی کشیدی.. منم کم از تو نداشتم .. ولی درست میگی 

حس مرگ بهم ئست ميئه اون لهطههههه

ببین الان معدم انگار یکی گرفتتش و چنگش میندازه . هر چی داروی معده بود خوردم .فایده نداره لعنتی .. چرا اخه اینطوریه ادم باید با دارو خوب شه چرا پس خوب نمیشه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792