ن ن ن تروخدا هم خودتو نابود میکنی هم روحیه بچه رو خراب میکنی
باید اروم باشی
خیلی چیزا با حرص خوردن من و شما درست نمیشه
تا خدا اون بالا حواسش بهمون هست غصه خوردن کار بیهوده ایه
خواهشا ریلکس کن و در لحظه زندگی کن فقط اینطوریه ک میتونی بفهمی زندگی چیه
همه ما زندگیای سختی داریم ( من خودم دوسال روزایی بود ک شوهرم بیمارستان بستری بود و شب تا صبم گریه شده بود ، هیشکی خونمون نمیومد میگفتن شوهرش مریضه واگیر داشته باشه فلان باشه فلان باشه شب پیش شوهرم بودم روزا کار میکردم، بعد اون مدت بخاطر داروهای کروتونی ک شوهرم استفاده میکرد نتونستیم اقدام کنیم برای بارداری دکترم کاری نتونست کنه برامون،کلی طول کشید تا کارم درسم و زندگیم روبراه شه که مث ی معجزه باردار شدم ، هرروز بهتر میشد همچی تا اینکه بچم زود بدنیا اومد تو ان ای سی یو شب و روز نداشتم صب میرفتم بیمارستان بعدش درس بعدش کار و پسرمم بعداز 31 روز ازدست دادم واقعا شب و روزم گریه بود با شوهرم حرف میزدم ی روز شوهرم تصادف کرد هنوزم ک هنوزه خوابشو میبینم و گریه میکنم و.....)
اینارو نگفتم ک بگی من چقد زندگی سختی داشتم گفتم ک ی گوشه از مشکاتی ک باهاشون دست و پنجه نرم کردم رو بدونی
وی با این حال خنده روی لب هامه چون میدونم بهترش اتفاق میوفته
روزای سخت
لحظه های طاقت فرسا همشون تموم میشن بالاخره اما چیزایی ک برنمیگردن سلامتی و روزای عمرن
الان ب این فک کن دیگ بچت ب این سن برنمیگرده پس نزار بهش بد بگذره
شاید ی روز برسه ک نتونی بدون عصا راه بری
پس برقص و شاد باش و زندگی کن
بهتره دست برداری از اهمیت دادن ب انرژی های منفی همه ما لایق ی زندگی اروم و شادیم