🥲حس مزخرفتو درک میکنم
۳ ماه پیش شدیداااا تو اوضاع بدی قرار گرفتم، و فقط اون درجریان بود،باور میکنی بهش التماس میکردم دو دیقه بمون پی ویم منو تو این وضع تنهام نزار🙂
از فشار روانی اونشب من ی ماه بکوب پ.ر.ی بودم🥲شاید اونشب اگه کسی کنارم بود و حرف میزد،کمتر فشار میکشیدم.
از کسی انتظار همراهی ندارم ولی چون من بیش از حد براش مایه گذاشته بودم ازش انتظار معرفت داشتم.
یادمه یبار براش مشکلی پیش اومد،۱۰شب رفتم پیشش و ۲ شب برگشتم خونمون🙂بعدشم تا صب نخوابیدم که باهام حرف بزنه و منم پشتش باشم