دلم هوس خونه ی مامانمو کرده
دوست داشتم الان تو رخت خواب قهوه ایم با پتوی سبزم خواب بودم
درسته اون دوران هم سختی های خودشو داشت
اما الان حس میکنم دارم خفه میشم
خونمو دوست ندارم
شوهر بی درک ام رو دوست ندارم
دوست داشتم الان دغدم این بود که فردا چی بپوشم و کجا برم
بی تفاوت و بی خیال
خستم.
پشیمونم
دل شکستم
نا امیدم