بچها شوهرمن خیلییی بی مسولیته خیلی زیاددددد ،منم صبح جمع کردم اومدم خونه پدرم ..... خیلی خسته م خیلییییییییی ..... روح جسم م مریضه هرچی بهش میگم نمفهمه یه حرف صدبارباید بهش بگم باز میاد خونه اول ....مثلا میگم عصر بریم خرید میگه باش باز میگه مگه میخای بری، یا واقعا میخای بری ،یا میگم خونه بساز میگه باشه نمیسازه یا میگه باید بسازم؟یا ن نمیسازم قصدم خریدن خونه دیگست هزار دفعه برنامش عوض میشه