من با پسر چهار ساله م پیاده میرفتیم خونه مامانم دوتامونم ماسک زده بودیم چند تا خانوم و آقا رد میشدن یکی از خانوما به کناریش گفت مثلا ببین زنه ( یعنی من ) برا این کره خر بدبختشم ماسک زده....
از عصبانیت چشمم جایی رو نمیدید. نمیتونستم لرزش دستمو کنترل کنم .
الان میفهمم داعش چطوری مثل آب خوردن سر میبرید 😶