بیشعور کرونا داره حالشم اصلا خوب نیست سرم داعم بهش وصله عصر زنگ زدم حالشو بپرسم شوهرش گفت رفته مراسم دعای همسایشون گفتم وای خب نمیزاشتین بره حالش بد بود گفت دیگه دلش گرفته بود پاشده رفته
از عصر دارم فک میکنم چقد بی وجدانه اخه همیشه ی خدا کتاب دعا دستشه یا داره ذکر میگه یا نماز میخونه بعد این حق الناسو تو چطوریییی رعایت نمیکنی بی وجدان
خدا میدونه تواین مجلس چند نفر مریض میشن حالم ازش بهم میخوره دیگه تصمیم گرفتم باهاش قط رابطه کنم
حتی خودشم تنها نرفته چندتا بچه ک اونام کرونا دارنو برده با خودش مطممممعنم فقط بخاطر شامه ک رفته نه عزا داری مگه نه قرار نیست یه لشکر ادم مریضو بکشی با خودت 😡😡😡