2777
2789
عنوان

شب جمعست

145 بازدید | 5 پست

سلام یادی کنید از پسر فاطمه س 


❤️❤️❤️خانم زینب رو یه چند لحظه خواب درربود،خواب مادرش زهرا رو دید،تو خواب شروع کرد گله کردن،مادر دیدی چه خاکی به سرم شد،مادر نبودی علی اکبرم رو ارباًاربا کردن،مادر نبودی علی اصغرم رو رو دست باباش کشتند،مادر نبودی چه کردند،آخ مادر چشمای عباس،آخ مادر  قاسم رو یادته،قدی نداشت،چه قدی کشید،زیر سُم اسب ها،هی گفت،هی گفت،خانم زهرا فرمود:زینب جان من دیگه دلم طاقت نداره،دیگه بس کن،اینقده گله نکن،صدا زد آخه مادر تو که نبودی ببینی،گفت:من نبودم ببینم،تمام لحظه به لحظه کنارت بودم،وقتی وداع میکرد داشتم نگاهت میکردم،وقتی داشت میرفت جون داشتی میدادی دیدمت،وقتی علی اکبر و با هم آوردید، من هم بودم،وقتی علی اکبر رو آورد تو خیمه منم بودم، زینب من یه جا من بودم که تو هم نبودی،زینب سرش تو دامن من بود،اومد تو گودال با خنجر برهنه نشست رو سینه پسرم،جلو چشم من…حسین…این نفس رو آزاد کن تا میتونی نعره بزن،حسین……بگو قلبت منفجر نشه،حسین

       💛بندگانم را اگاه کن که من بخشنده مهربانم حجر/۴۹💛.                                                                          و پروردگارت هرگز فراموشكار نبوده [و نيست].سوره مریم ایه ۶۴

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108