وقتی میره بیمارستان به دکتر اونجا میگه برادر نامادریم به من تجاوز کرده و ناپادریم از من میخاد بنویسم و امصا کنم که برادرم به من تجاوز گرده .نامادریه با دکتر حرف میزنه که این دختر دیوانست و حرفشو باور نگنید اما دکتره زنگ میزنه به ۱۱۰ و صورتجلسه میکنن
دکتره به اسی میگه ادرس خونه مادربزرگتو بلدی؟ اسی میگه اره .بهش میگه اینجا قانون پشت پدره .حتی اگه اعدامت کنن هم هیشکی نمیتونه چیزی بگه .من از پنجره فراریت میدم برو اژانس فلان من پولشو میدم و سفارشتو میکنم .تو فقط:سوار ماشین شو و برو خومه مادربزرگت