مال من خنده داری هست ک ب ترس تبدیل شد
تو خونه تنها بودم منتظر دختر عمه م ک بیاد پیشم نترسم
یهو یکی در هال رو زد و دست گذاش رو شیشه ش و کف دستش معلوم بود منم مطمئن شدم مبیناست
درو باز کردم گفتم سَلاااااامممم عننن خانوووووووم چقد دیر کردی یهو دیدم هیچکی نیست
بعد یادم اومد بخاطر کولرمون اصن در هال رو قفل کلید کرده بودیم ک رفت و آمد نداشته باشیم😑🥺 گرخیدم بیرون