من ۲۳ سالمه .دوتا بچه دارم.دوسال نیمه ک جدا شدم.بچه هام پیش شوهر سابقم.دانشجو ام.سرکارم هستم.۲و خورده ای درامد دارم ماشین دارم.با مادرم زندگی میکنم
یازده ماهه با یه نفر وارد رابطه شدم.ک قبل ازین ک من ازدواج کنم س بار بهم پیشنهاد داد من قبول نکردم چون جذابیتی برام نداشت .منم کلا بچه مثبت بودم..بعد جدایی اتفاقی بادخاهرم دیدیمش و احوالپرسی شمارم از خاهرم گرفته بود
خلاصهه گفت ک منم ی بار عقد کردم جدا شدم.
الان تو این مدت ک تو رابطه ایم همه چی اوکیه.
از نظر اخلاق و شخصیت پسر خوبیه.دست دلبازه.تفریح و اینا عالیه.
نماز میخونه.منو خیلی زیاد دوس داره.
خاهرم و مادرم هم در جریانن .و تاییدش میکنن
صبح تو شرکت کار میکنه۴ تومن میگیره
مغازه لوکس فروشی هم داره ماهی ۷ .۸تومنم ازون داره
ماشین نداره.فوق دیپلمه
خب حالا بحثی ک هست بحث ازدواجه.
من خیلی میترسم.چون هنوزم بهش علاقه خاصی ندارم
خودشم میدونم.خب حسم تغیر کرده بعد این مدت ولی دوست داشتن یا علاقه نیس.
چن بارم گفتم جداشیم.خیلی اصرار کرد ک نمیتونم و فلان و این حرفا
حالا شما باشین چکار میکنین