من دیروز به شوهرم گفتم سه روزه خونه ایی فردا کمکم کن چندتا پتو وگلیم فرش وپادری بشوریم بخدا سر صبحونه گفت ای دلم نبات داغ بیار وپونه ونعنا من تا ساعت دو شستم اینم گوشی بازی کرده عصری گفتم برو نون بیار رفت اومد گفت شلوغ بوده دست خالی خودم غروب رفتم پیاده روی نونم خریدم مردا موجودات جالبی ن