سرم رو شونه های پت و پهنش بود و اونم چونش رو سرم و گهگداری بوسه های ریزشو روی موهام و بو کشیدن عطر موهام حس میکردم اما سعی کردم وانمود کنم اصلا چیزی حس نکردم
تک خنده ای کرد ، تو همون حالت سرمو بالا گرفتم و بهش نگاهی انداختم
گفتم:چی شده؟تنها تنها میخندی؟
اروم با انگشت شصتش روی گونه چپمو نوازش کرد و با دست دیگه اش منو محکم تر به خودش چسبود
گفت:یادته،اون اوایل که بدجور دنبالت بودم تا فقط بهم یه فرصت بدی تا باهات صحبت کنم بعد تو بهم چی گفتی؟
اره یادم میومد مگه میشد اون روزارو هم فراموش کرد ،مغموم نگاهمو دزدیدمو و سری تکون دادم
همونجور که نوازشم میکرد گفت:گفتی اخرین چیزی که تو این دنیا بخوام بهش فکر کنم تویـی
لب پایینمو کشیدم زیر دندونام و اون که سکوتمو دید دستشو گذاشت زیر چونمو سرمو باز به حالت قبل گرفت بالا
گفت :همیشه بهم نگاه کن خب؟
گفتم:اما حالا شدی ملکه ذهنم،کسی که بخوامم رو همه افکارم مثل مورچه از این سر تا اون سرش میره
خندید و گفت:زکی،حالا این هیکل به این گندگیو اندازه یه مورچه کردی دیگه
خندیدم و دستامو گرفتم جلوی صورتم و گفتم:ضایعم نکن دیگه مثلا خواستم یه مثال بزنم تو که میدونی اصلا بلد نیستم
اروم دستامو کشیدمو پایین تر و زل زدم به چشمای قهوه ای روشنش و مژه های پرش که عین یه درخت سایه انداخته بودم رو صورتش که پقی زد زیر خنده و محکم تر بغلم کرد ،حتی درد استخونام میون اون دستای تنومندش هم مهم نبود
گفت:حداقلش میدونی خوبیش چیه مو قشنگ؟اینکه تو از اولم عاشق کسی شدی که از اول تا ابد دوست داره ،اما من از روزی که حتی دوستمم نداشتی عاشقت بودم
چشمای درشتشو خمار کرد و اون رگه های قرمز توش حاکی از احساسی شدنش بود
ادامه داد:دیوونه وار،ذره ذره،با تموم یاخته های توی جونم،با قلبم که بنظرم اصلا لایق تو نیست
اروم انگشت اشاره امو گذاشتم روی لباش و گفتم:هیش،اروم!
پیشونیمو چسبوندم به پیشونیش و گفتم:یه روز تو چشمات با جسارت نگاه کردم و گفتم هیچوقت بهت فکر نمیکنم،حالا تو بغل تو،با وجود تمام چیزایی که سد راهه ،دوبرابر جسارتی که قبلا داشتم میگم تو لایق ترین ادم زندگی منی
حتی اگه بزاریمو بری
میون کلامم پرید و گفت هرگز ،جز مردن
گفتم:پس ببین دوست داشتنت ضعیفم نکرد بهم جون داد،من همینو میخواستم !یکی که رنگش با همه ادما فرق کنه
پیشونیمو بوسید و فوتی به چتری هام کرد و گفت:این مزاحما نمیزارن چشمای شهلای نور چشمیمو ببینم که
با شرم خندیدمو گفت:هی خانم
نگاهش کردم و هومی گفتم
گفت:خودمونیم اما فقطم من به تو میام
دنبال کوسن بودم که بزنم وسط کله اش که گرفت سمتم و گفت:دنبال اینی دیگه بیا
جفتمون خندیدیم ،و چقدر این خنده ها عطر خوبی داشت
ژینا.ع