من شوهرم باهم مشکل زیاد داریم
خانواده شوهرم یه شهر دیگه هستن و منو جاریم یه شهر دیگه
مادرشوهرم یه ماه پیش اومد اینجا و کل یه ماه رو دوروز بیشتر خونه جاریم نرفت
همش تونه ما بود
وسطش خواهر شوهرمم اوند،اونم همش خونه ما بود
جاریم اومد مادرشوهرمو تعارف کرد که بره خونشون که مادرشوهرم گفت نمیرم
مادرشوهرم با دخترش همش تو اتاق بودن و در حال پچ پچ
جاریمم بعد از تعرف کردن مادر شوهرم و نرفتنش ناراحت شد و آروم بهم گفت که دیگه تعارفش نمیکنم
حالا ببینین بعدش خواهرشوهرم چی به من گفت