2777
2789
عنوان

مونتیگو💙

1002 بازدید | 0 پست

یکم که گذشت خانم دوست مونتیگو گفت :راستی خونتون چند متره؟

نگاهی به مونتیگو کردم ،انگار اونم از این سئوال خانم ایکس جا خورده بود

لبخند پر جونی براش زدم و گفتم :چند لحظه 

بعد دستامو باز کردم و از این عرض  تا اون عرض مونتیگو رو وجب زدم

تای ابروهامو بالا دادم و گشامامو کمی کوچیک کردم درست مثل مواقعی که میگفت وقتی اینجور میشه چشمات میفهمم اون زبونت الان پتانسیل خراب کردن یه مکانو داره چه برسه دل من 

گفتم:پنج وجب

خانم ایکس که مبهوت بود قهقهه ای سر داد و کفی برام زد و گفت:خیلی باحالی تو دختر 

اما من ذره ای سعی نکردم انعطافی تو چهرم ایجاد کنم و برعکس کلی هم از حرکت ضایع اش و اون چشم های مرموزش بدم اومد 

گفتم:اونقدرام مطمئن نباشید 

کمی از خنده اشو جمع کرد و ببخشیدی گفت و ادامه داد:گفت اخه خیلی رمانتیکش کردی 

لبخند ارومی زدم و دستای همیشه سرد مونتیگو بود که مثل همیشه چمبره زد بین انگشتام تا نشون بده که هست اونم برای همیشه و حالا باید حرفمو میزدم

گفتم:نه جدی گفتم ،خونه من چندسالیه تغییر کرده،دیگه از اون خونه 100و خورده ای متر خونه پدری حتی با وجود حیاط باصفاش و اون حوض با شمعدونی های رنگاوارنگش دل کندم،درست از وقتی که مونتیگو بهم فهموند حتی اگه  سقفی هم نباشه یه اغوش داره که قد همه خونه ها تو چله زمستون گرمه 

اقای خانم ایکس رو به مونتیگو کرد و گفت:من اگه جات بودم روزی هزار مرتبه خدارو برای داشتن همچین خانمی شکر میکردم 

و اینبار سربلندی مونتیگو و پشت چشم نازک کردن خانم ایکس عجیب دیدنی شده بود

ژینا.ع

وای از گرد ســم تازه خر خریده ها!!! وقتی با من حرف میزنی رفتار ارزونتو بزار توی جیبت:)

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز