دوستان من مادرم ۵۷ سالشه بعد یه مدته که خیلی مریض احوال شده و کلا سر نخوردن داروهاش و توجه نکردن به دستورای پزشک ،کلی همه ما حرص خوردیم و اذیت شدیم. ینی داروهایی که پزشک براش تجویز کرد رو نخورد و قرار بود عمل جراحی انجام بده، انجام نداد، کلا تایپیکامم در این مورد هست.
بعد الانم وقتی از خواب بلند میشه همش داره نق میزنه و غر میزنه و میگه من افسردم و بدبختم
دوستان اخه واقعا ما میتونیم چکار کنیم براش؟
چون با این وضع و اوضاعی که درست کرده خوده ما همگیمون حال روحیمون ریخته بهم ، ینی الان یکی رو میخوایم بیاد خوده مارو مثلا یه کمکی بده و از این وضعیت ناراحتی دربیاره.
بعد مامانه من همش میگه روحیم خرابه و افسردم
خب به نظر شما الان ما میتونیم چکار کنیم براش؟؟