با دوستم رفته بودیم بیرون بعد از کلی رفتن دلمون خاست سوار تاب بشیم(از این تاب بزرگا😐)بعد ی زن و مرد و بچشون سوار تاب بودن دلمون نمیومد بگیم بیان پایین نزدیکای بیس دیقه نشستیم تا رضایت دادن پیاده شدن ماهم مث ندید بدیدا بدو رفتیم سوار تاب دو دیقه نگذشته بود دو تا پسر اومدن گفتن ببخشید میشه ما سوار شیم گفتیم اره و با دوستم دور شدیم یکم ک دور شدیم دیدیم تو چند قدمی ما وایسادن بعد یکیشون گفت سلام خانوم ببخشید ی لحظه کارتون دارم محل ندادیم رفتیم نشستیم رو صندلی دوباره اومدن ولی با فاصله بعد این بار گفت سلام خوبین و اینا وسط کلی آدم دیگه نمیشد جواب ندیم ب دوستم گفتم جوابشون و بده سلام کرد و گفت بخدا قصد مزاحمت نداریم با دوستتون کار دارم اگه میشه بریم تو ماشین من ماشینم اون ور خیابون پارکه بخدا خجالت میکشم همه دارن نگام میکنن میخام با دوستتون بیشتر آشنا بشم جلو همه داشت میگفت😐حالا قیافه من😳😐