2777
2789

شوهرم لکوموتیورانه نه فعلا فقط در حد مهماندار اونم کمن

جان مادرجانِ جانِ مادردلبندم,نمیدانی درون سینه ام چه آتشی برپاست,به کدامین حکم من درون آتشی سوزنده افتادم.حال من با دیدن دانه های اشکت که روی گونه های سرخت می لغزد به جنون میرسد.نکند گریه کنی زندگیه من.الان 7سال هست که دیدن روی ماهت ارزوی شبانه روزم شده میدانم دور از من حال تو پریشان است و بدان حال من هم خراب .....انگار از درون سینه ام جگرم را، تکه وجودم را برده اند ..بیا جان مادر بگذار دل سیر در آغوش بگیرمت بدون هیچ ترسی از اینکه مبادا به من پشت کنی ومرا نخواهی ومن  بترسم از گذشته ام جانکم ، عمر مادر همیشه بخند غمگین نباش .اروزیم همیشه خندیدن توست.کاش بگذرد این روزهای تلخ ، زودتر برسد روزی که تا ابد بدون کوچکترین غمی کنارم روچشمانم باشی نازنین پسرکم دلتنگی تاب وتوانم رابریده وراهی ندارم جز انتظار .کاش زنده بمانم وخوشبختیت را ببینم ونگاه پر از شوقت را تماشاگر باشم ...کاش🙏😢

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2836
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز