شوهرم خودش منو انتخاب کرده و با سختی بهم رسیدیم
۳ماه نامزد و یک ماه عقدیم
دوران نامزدی خانوادم حتی یکبارم اجازه ندادن بریم بیرون
الانم که عقدیم جمعه ها مادر شوهرم دعوتم میکنه خونشون
شوهرم مستقیم میاد میبرم خونشون از۵عصر میشینم یکجا موذب و خجالتی تا ۱۱شب.
بعد مستقیم میارم خونمون
یکبار نشد بگه بپوش تنها بربم بیرون!
.اصلا دلش نمیخاد تنها بریم خیابون یا پارک(فقط مگه خونمون خالی باشه بدونه تنهام اوموقع تنها میاد پیشم )
خحالت میکشم ازینکهه همه میگن شما هیچ نمیرید بیرون خانوادم میگن چرا تا میاد اصلا نمیمونه پیشت ومیره
اگه مادرش نگه بخدا اون هفت ای یبارم نمیاد سراغم ببینتم .
اوایل من اصرار میکردم بریم پارک و بسختی میومد
الان دیگه دلم نمیخاد خودمو سبک کنم وبه اصرار من بریم بیرون
وقتی مبرسونم همشبه شوخی میگه ببرمت از دستت خلاص شم و با سرعت برمیگردونم