وقتی تقریبا دو روز بود که پسرم تکون نمیخورد با عجله تنهائی رفتم سونو به محض اینکه دکترمو دیدم هقی زدم زیر گریه انگار میدونستم که باید منتظر خبر بدی باشم اما نه دیگه انقد بد که بگه بچت قلبش نمیزنه...........انگار همه دنیا هوار شد توسرم به شوهرم رنگ زدم اول نمیخواستم بگم تا بیاد بعد اما از لحنم همه چی رو فهمید واونم ضعف کرد.خدایا حالا من تک وتنها چیکار کنم چطور به پدر ومادرم بگم از شهرستان تا اینجا بینان اونا که همیشه نگران یه دونه بچه شون هستن. با درد خودم چیکار کنم با بچه ای که قلب کوچولوش دیگه تاپ تاپ نمیکرد.....چطور تا خونه برم چطور بااتاقش روبروشم نمیدونم چه مدت توی پارک کنار خونمون عین آدمای گنگ نشستم حتی نمیتونستم گریه کنم وقتی اومدم خونه یادم افتاد نماز نخوندم تو نمازم از خدا صبر خواست وقتی هم در باز شد وباقیافه رنگ پریده شوهرم روبرو شدم دوباره یادم افتاد که چی به سرمون اومده دوتائی عین دوتاجسد بی روح راه افتادیم توخیابون تاازیه بیمارستان پذیرش بگیریم..هزارتا سوال تو ذهنمون بود آخه چرا خدا جون یعنی چون فامیلیم اما ماکه همه آزمایشارو انجام دادیم پس مشکل کجاس بعد کلی دوندگی برای چنتا آزمایش اورزانس بالاخره قرار شد فردا صبح تو بیمارستان بستری شم حالا چطور به بابا ومامانم خبر بدم چی بگم تا مامانماز حال نره وبابام سکته نکنه بالاخره بهشون گفتم فشارم بالاست وباید بستری شم اونام تا اینو شنیدن راه افتاده بودن اما بعدن خودشون گفتن که میدونستن قضیه بیشتر ازاین حرفاس نصفه شب رسیدن وما کم کم حالیشون کردیم که قضیه چیه الهی بمیرم که چه حالی شدن.خدایا این چه شبی بود توی زندگی من که تاصب یه سال گذشت بعدشم بستری شدن تو بیمارستان دکتر گفت طبیعی زایمان کنه بهتره هم الکی جراحی نمیشه همم من چون تو دو سه سالگی جراحی مثانه کرده بودم دکتر ریسک باز کردن شکم منو قبول نکرد بعد چن ساعت درد تلقینی با قرص وآمپول دردا خارج از توانم شده بود از خدا مرگ میخواستم فقط مرگ. بعداز 24ساعت بود که فقط جیغای من واشک وناله پدر ومادرم وهمسرم تموم بیمارستانو پر کرده بود همه فامیل برای رهائی من از اون درد دس به دعا شده بودن التماس میکردم منو سزارین کنین اما دکتر زیر بار نمیرفت وبرای منتقل شدن من دیگه دیر شده بود پدرم به دکترا و ماماها التماس میکرد که همه زندگیمو میدم فقط از زجرش کم کنید مامانم دیگه رمق داشت شوهرمم دیگه فقط به پای اینو اون میفتادو اشک میریخت بعدا برا م گفت که با خدا میگفته که خدایا این که تو محرم با وجود درد زیادش کلی برای حسینت راه رفت واشک ریخت چرا الان به دادش نمیرسی بالاخره یه دکتر دیگه به خونوادم اطمینان داد که تا چن ساعت دیگه همه تلاششو برای خلاص شدنم میکنه اما تو دل من غوغا بود دردی بی ثمر ودیدن زائو هائی که تا چن ساعت دیگه بچه شونو بو میکردن شنیدن صدای تاپ تاپ قلب جنینای دیگه وحسرت اینکه دیگه امید شنیدن این صدا از اون بدن کوچولو رو باید به گور ببرم.شاید بچم مشکل زنتیک داشت وهزار تا شاید دیگه بعد از هر دردی ازحال میرفتم وبا درد بعدی ناله ام به عرش میرفت و ازخدا مرگ میخواستم بالاخره بعد از 32ساعت زجر پیکر بیجون بچه ای که شنیدن صدای گریش حسرت همه عمرم شد اومد تو بغل دکتر علت فوتشم دکتر بهم نشون داد .....بند نافی که محکم به دور خودش گره خورده بود وجون طفلک معصوم منو گرفته بود ...... خدایا شکرت به داده ونداده ات شکرت به مشیتت که ما بنده هات ازش بیخبریم شکر. پسرم که بعد از رفتنش با سینه پر شیرم وچشمای اشکیم هر شب تو رختخواب براش لالائی خوندم به این امید که از دست فرشته های خدا شیر بخوره وتو اون دنیا شفیع من وپدرش بشه .میخام براش بنویسم عسلم منو ببخش آرزو دارم تو اون دنیا ببینمت هر وقت آهنگ حلالم کن جهانو میشنوم به یادش بغض راه گلومو میبنده اما لطف خدا شامل حالم شد درست یک سال بعد تو همون روزی که قرار بود پسرم به دنیا بیاد خدا یه دخترآسمونی برام فرستاد که الان نه ماهشه وشکرگزار خالقش هستم اما هر گلی یه بوئی داره ومن تو دلم همیشه یه درد کهنه دارم ببخشی اگه سرتونو درد آوردم ولی همیشه این حرفارو دوست داشتم بگم بلکه یه کم سبک شم
چه کسی می گوید که گرانی شده است ؟ چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان، آبرو قیمت یک تکه نان ،وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت یک انسان...
ممنون از همتون انشااله خدا هیشکی رو با گرفتن بچه اش ازمایش نکنه مامان پارمیس 24 هفته ام بود شاید بعضیها فکر کردن چون اون پسر بود والان دختر دارم ناراحتم اما اصلا این طور نیست من همیشه تو رویاهام یه دختر داشتم فقط یه غم توی دلمه که هرچقدرم تلاش کنم اون روزل رو نمی تونم فراموش کنم
چه کسی می گوید که گرانی شده است ؟ چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان، آبرو قیمت یک تکه نان ،وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت یک انسان...
ممنون از همتون انشااله خدا هیشکی رو با گرفتن بچه اش ازمایش نکنه مامان پارمیس 24 هفته ام بود شاید بعضیها فکر کردن چون اون پسر بود والان دختر دارم ناراحتم اما اصلا این طور نیست من همیشه تو رویاهام یه دختر داشتم فقط یه غم توی دلمه که هرچقدرم تلاش کنم اون روزل رو نمی تونم فراموش کنم
چه کسی می گوید که گرانی شده است ؟ چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان، آبرو قیمت یک تکه نان ،وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت یک انسان...
وای تا خوندم بند ناف دو دستی زدم تو صورتم!! خدا برای هیچ بنده ای همچین آزمایشی نخواد! خدا صبرت بده گلم کاری که از دستت بر نمیومده . مطمئن باش پسملت دیگه الان پیش خداست و هواتو داره خدا اجرت بده مامان مهربون
خیلی سخته یاذه خودم افتادم ....یه موقع اون صحنه ها مدام میاد توی ذهنم ....سونوگرافی و اون دکتر بد اخلاق سونو گرافی با اون لحن حرف زدنش اون پولی که به من پس دادن چون جنین ضربان نداشت . حالم از ش به هم میخوره از اون ازمایشگاه نیلو تنفر دارم . خیلی سخته ولی به هر حال مرور خاطرش دردی رو دوا نمیکنه من که تمام گناهام اومد جلوی چشمم هر چی فکر کردم نفهمیدم چرا این طوری شد صلاح مشکل ژنتیک نمیدونم دلیلی هم ازمایشکاه و دکتر نگفت ........ .. . به هر حال با فکر و خیال و غصه و درد هیچ چیزی درست نمیشه .
خیلی سخته یاذه خودم افتادم ....یه موقع اون صحنه ها مدام میاد توی ذهنم ....سونوگرافی و اون دکتر بد اخلاق سونو گرافی با اون لحن حرف زدنش اون پولی که به من پس دادن چون جنین ضربان نداشت . حالم از ش به هم میخوره از اون ازمایشگاه نیلو تنفر دارم . خیلی سخته ولی به هر حال مرور خاطرش دردی رو دوا نمیکنه من که تمام گناهام اومد جلوی چشمم هر چی فکر کردم نفهمیدم چرا این طوری شد صلاح مشکل ژنتیک نمیدونم دلیلی هم ازمایشکاه و دکتر نگفت ........ .. . به هر حال با فکر و خیال و غصه و درد هیچ چیزی درست نمیشه .
حالا فکر کنین مادر شوهر بی!!!!!!!!!!از یه طرف مثلا دلداری میداد از یه طرف میگفت اگه زودت میفهمیدی بچه ات زنده میموند(فکر کنید جنین 24 هفته!) یا اینکه حتما بد خوابیدی من که میدیدم(اخی طفلک جرات نداشته بهم بگه*چقدم با حیا وکم جراته*باید حتی شبا بلند میشدی بعد پهلو به پهلو میشدی)فکر کنید درد خودم کم بود تو دلم باید ازدست بی سوادی و بی عقلی اینام حرص میخوردم و میگفتم بله شما راست میگین آخرشم گفت ادای نذرتون دیر شد قهر خدا گرفتتون (آخی معدن اعتقاد وخداشناسی)
چه کسی می گوید که گرانی شده است ؟ چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان، آبرو قیمت یک تکه نان ،وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت یک انسان...
سلام دوستان گل این درد در بی درد است به نظر من . چون من در هفته 26 پسر کوچولوی سالم سالمم را از دست دادم و واقعا هنوز بعد 1/5سال که بهش فکر می کنم می بینم اصلا معلوم نشد چی شد . شب قبلش من دکتر بودم و همه چی مرتب بود و حتی دکتر گفت این سونوها رو بذار روی دفتر خاطراتش . صبح یه لک کوچولو دیدم به دکتر زنگ زدم گفت بیا اتیه . با امبولانس رفتم و تو راه کیسه اب پاره شد و بعد 2 ساعت کوجولو به دنیا اومد و گذاشتن توی دستگاه . خیلی ناز بود . شاید برای من ناز بود . من در بهت و حیرت صبح از دنیا رفت . حتی دکتر می گفت نمی دونم بدون هیچ مشکلی اینطور شد . الان نمی تونم فراموشش کنم . بعد آن برگشتم سرکار . ورزش سخت می کنم .تفریح می کنم . اما هنوز با یادآری آن در لحظه ای اشکهام سرازیر مشه . حتی نمی تونم به بچه دیگه ای فکر کنم . از طرفی 32 سالم شده و می دونم بارداری من داره دیر میشه . خیلی خیلی سخت و دردناک است.
سلام دوستان گل این درد در بی درد است به نظر من . چون من در هفته 26 پسر کوچولوی سالم سالمم را از دست دادم و واقعا هنوز بعد 1/5سال که بهش فکر می کنم می بینم اصلا معلوم نشد چی شد . شب قبلش من دکتر بودم و همه چی مرتب بود و حتی دکتر گفت این سونوها رو بذار روی دفتر خاطراتش . صبح یه لک کوچولو دیدم به دکتر زنگ زدم گفت بیا اتیه . با امبولانس رفتم و تو راه کیسه اب پاره شد و بعد 2 ساعت کوجولو به دنیا اومد و گذاشتن توی دستگاه . خیلی ناز بود . شاید برای من ناز بود . من در بهت و حیرت صبح از دنیا رفت . حتی دکتر می گفت نمی دونم بدون هیچ مشکلی اینطور شد . الان نمی تونم فراموشش کنم . بعد آن برگشتم سرکار . ورزش سخت می کنم .تفریح می کنم . اما هنوز با یادآری آن در لحظه ای اشکهام سرازیر مشه . حتی نمی تونم به بچه دیگه ای فکر کنم . از طرفی 32 سالم شده و می دونم بارداری من داره دیر میشه . خیلی خیلی سخت و دردناک است.
بانی جون آره برای تو سخت تر از منه چون دیدیش اما من به دکترم گفتم نمیخوام ببینمشو یه عمر با تصویر ش دردم اضافه شه عزیزم چن ماه بعد از این اتفاقی که برای من افتاد یه روز شوهرم ناراحت اومد خونه وگفت پسر یه سال ونیمه یکی لز همکاراش وقتی با مادرش بوده از پنجره خونشون پرت شده پائین وفوت کرده من هر وقت به اون زن وچیزی که تو اون لحظات بهش گذشته فکر میکن احساس تنگی نفس میکنم اما اونام امسال صاحب یه دختر کوچولو شدن و حتما دردشون نه که فراموش بلکه خیلی کمتر شده توام از خدا بخواه که با بچه دیگه انشاءاله شاد بشی
چه کسی می گوید که گرانی شده است ؟ چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان، آبرو قیمت یک تکه نان ،وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت یک انسان...